آريا كوچولو
چند وقتي بود كه خونه خاله زهرا اينا كالسكه عروسك محدثه رو ديده بودي و خيلي هم ازش خوشت اومده بود و همش مي گفتي (آلسته=كالسكه كه محدثه داره برام ايخري پسر خوبيم) منم مي گفتم آره توي كتابتم كه عكسشو مي ديدي مي گفتي (مامان آلسته محدثه من ندارم) تا اينكه يكشنبه با بابايي رفته بوديم بيرون از جلوي اسباب بازي فروشي كه رد شديم به بابايي گفتي (بابا برام اسباب بازي ايخري) بابايي هم يه آره بلند بالايي بهت گفت و دست در دست هم وارد مغازه اسباب بازي فروشي شدين از شانس تو هم كنار مغازه كالسكه عروسك چيده بود تو هم گير دادي كه (آلسته مي خوام) منم هركاري مي كردم كه ماماني اين دخترونست ولي تو گوش نمي داد...
نویسنده :
مامان معصومه
11:36












