آرياآريا، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه و 10 روز سن داره

گل پسر ماماني

دوست دارم

1390/8/2 14:55
نویسنده : مامان معصومه
1,254 بازدید
اشتراک گذاری

 

نایت اسکین

سلام به عزيزترين كسم توي زندگي به عشق خودم به همه وجودم به پسري خوشگل ماماني چند روزي بود كه پست جديد از كارا و شيطونيات نذاشته بودم آخه اين مدت مريضيه تو براي ماماني هم حوصله و اعصاب نذاشته بود ولي امروز ديگه تصميم گرفتم بيام و آپ كنم.

 وقتی اومدم توی سایتت با کلی نظر از طرف دوستای خوبمون روبرو شدم که باز با محبتاشون با کامنت هایی که برامون گذاشتن شرمندمون کردن ولی من به خاطر زیاد بودنشونو و کم بودن وقتم فقط مجبور شدم بدون پاسخ تاییدشون کنم امیدوارم منو ببخشن.

نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین نایت اسکین

جواب آزمايشتو كه بردم دكتر نشون دادم خدارو شكر هيچ نوع عفونتي توي بدنت پيدا نشده و تب زياد و بالايي كه داشتي ويروسي بوده ولي هنوز سرفه هاي بدي انجام مي دي و از سرماخورديگي سينه درد هنوز برات مونده و همچنان داري آنتي بيوتيك مصرف مي كني، اميدوارم از اين ويروسا ديگه سمتت پيدا نشه، اما  يه چيزي كه توي آزمايشت بود و خود دكتر هم خيلي خيلي تعجب كرده بود اين بود كه قند خونت خيلي خيلي خيلي پايين بود كه مي گفت اين اصلا" خوب نيست و دوباره برات آزمايش خون نوشت كه گفت دهم اين ماه انجام بده واي ماماني نمي دوني ديگه من چي مي كشم همش بايد نگران يه مريضي در موردت باشم اميدوارم اين مورد هم چيزي نباشه.

نایت اسکین

 

چند روز پيش ماماني من حوس كردم كه لاك بزنم هنوز من نشسته سر لاك زدن تو بدو بدو زفتي سر كشوي ماماني و دوتا لاك برداشتي اومدي پيشم گفتي (ماماني براي منم آك مي زني) بهت گفتم آخه پسرا كه لاك نمي زنن گفتي (دوست دارم )تازگي ها اين دوست دارمو ياد گرفتي اول همه جمله هات مي زاري و مي خواي به خواستتم برسي فكر مي كني با يه دوست دارم ديگه همه چي تمومه مثلا" (ساعت 11 شب مي گي دوست دارم برم پارك فكر مي كني همه چي تمومه و همون موقع بايد بريم پارك) خلاصه اينكه رنگ لاكاتم خودت انتخاب كرده بودي قرمز و صورتي منم برات زدم اينقدر دستات بامزه شده بود تو هم كلي ذوق كردي كلي هم ژستاي دخترونه گرفتي كه با لاكات ازت عكس بندازم.

نایت اسکیننایت اسکیننایت اسکیننایت اسکیننایت اسکین

شنبه به خاطر كاري كه داشتم مجبور بودم تورو با خودم بيارم اداره البته نا گفته نماند كه تو از اين قضيه خيلي خوشحال بودي همش مي گفتي (آخ جون اومبدم كلاس مامان) خداييش هم پسر خوبي بودي نسبت به دفعه هاي قبلي كلي مثلا" تو كارا به مامان كمك كردي نقاشي كشيدي و كلي هم كارتون نگاه كردي موقع ناهار وقتي رفتيم رستوران وسطاي ناهارت بود كه دستشوئيت گرفت و من مجبور شدم از در ديگه رستورانمون ببرمت دستشويي بغل رستوران كه از شانس بد من اونجا هميشه به خاطر بوي غذايي كه مي پيچه دوتا گربه هستن كه از هيچي هم نمي ترسن موقع رفتن با بدبختي از بغل گربه ها رفتيم دستشويي موقع برگشت يكي از گربه ها دويد سمت من منم يكدفعه نا خودآگاه از ترسم از دهن در رفت به گربهِ گفتم برو گمشو همين كافي بود تو مگه ديگه ول كن بودي هي به گربهِ مي گفتي (اورو اومشو) بعد تا شب هرشخص جديدي رو مي ديدي شروع مي كردي به تعريف براش كه (من با مامان فَفتَم دستشويي گوبه اومبد مامان ارسيد گفتم اورو اومشو) منم پشيمون از حرفي كه از دهنم در رفته بود كلي باهات حرف زدم كه ماماني اشتباه كردم برو گمشو بده آدم خوب نبايد حرف بدبزنه ماماني هم حواسش نبود ديگه قول بديم حرف بد نزنيم خوب بعد تو گفتي (پس گوبه ديديم چي بگم) منم گفتم اگه گربه ديديم مي گيم برو خونتون تو هم خوشحال گفتي (خوب به گوبهِ مي گم برو خونتون باشه تو هم ديگه حرف بد نزن خوب آفرين مامان) اونوقت من كلي شرمنده از اين قضيه با يه حواس پرتي و حرف نا به جا بايد چقدر پيش پسركم خجالت بكشم و از يه نظر ديگه خوشحال كه تونستم اون حرفو از ذهنت پاك كنم يه كلمه بهتر جايگزينش كنم و با خودم طي كردم تحت هر شرايطي مواظب باشم چيزي از دهنم در نياد كه تو بخواي ياد بگيري.

نایت اسکین

 و اما عكس

اگه گفتين اين دست و پايه كيه؟بــــــــــــــله كسي نيست جز آريا

دست

عزيز مامانعزيزم

قربونت برم كه از بس من ازت عكس انداختم خودت كلي هنرمند شدي و وقتي حوصلت سر مي ره و كاري براي انجام نداري مي ياي مي گي (مامان بيا از اتس بنداز) منم كه عاشق اينكار مشغول عكاسي از تك گل زندگيم مي شم و تو هم تند تند ژست مي گيري.

عزيز مامانعشق مامان

نفسم

پسرماميدم

اينم عكسات توي حياط سازمان و توي اتاق مامان

عزيز مامانعمر مامان

جيگرمجيگرم

جيگرم

جيگرم

جيگرم

جيگرم

جيگرم

 

از خداوند خواهان بهترينها برات هستم عزيز دلم

جيگرم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (30)

مامان امیر علی
2 آبان 90 12:09
مرسی عزیزم به ما سر می زنی و نظر می زارین ممنونم .می دونم خواهر جون الان چی می کشی مریضی بچه ما مامانهارو پیر می کنه ما مثل مامانهای قدیم مقاوم نیستیم اخه ما هم نی نی های لوس مامانهای خودمون هستیم اما چه کنیم دنیا همینه .به خدا پناه ببر و کمک بخواهو ایمان به بهترینها داشته باش درست می شه ایشاله واسه سرفه یک شربتی گیاهی هست المانی هستش در داروخونه ها واسه بچه ها دارن خیلی خوبه .شربت پروسپان اگه اشتباه نکنم .داروخونه بگی می ده .زود سرفه را خوب می کنه .


مرسي عزيزم از دلداريت واقعا" ممنون
در مورد شربت پروسپان بايد بگم آريا تا به حال دوتا شيشه از اونارو تموم كرده و مشغول خوردن سوميشه))
مرد كوچك من
2 آبان 90 14:15
خداروشكر كه چيز خاصي نبود منم دعا ميكنم كه ديگه هيچ ويروسي جرات نكنه به سمتت بياد آريا جوونم. مامانش شايد پايين بودن قند خونش به خاطر طولاني شدن بيماري و تبش باشه نگران نباش توكل به خدا مهم نيست! چه عكاسيي قشنگي! فك كنم هوس دختر كرده باشي مامانش كه ناخناي پسرمون رو لاك زدياااااااااااااا


نه خداييش همين آريا با اين شيطونياش براي 120 پشتمون كافيه
مریم(مامان روشا)
2 آبان 90 15:18
ای خدا من چیکار کنم تو انقدر خوشگل حرف میزنی با اورو اومشو گفتنت و بعد که توجیح شدی بگی برو خونتون کلی خندیدم قربونت بشم که خوب شدی چقدر نگران بودم که چرا مامانی آپ نمیکنه خیلی دوستتون دارم
الهی قربونت بشم که با لاک هم دستای قشنگت خوشگلن راستی این لباس قهوه ایت هم روشا داره فکر کنم من هر چی لباس برای روشا میگیرم پسرونه است آخه سایز بزرگ بد گیر میارم
راستی یه خصوصی هم برات گذاشتم !!!


عزيزم الان دختر پسر بودن فقط به رنگشه رنگاهايي مثل قهوه اي يا آبي هم يه جورايي اسپرتهالبته ما كه لباسي سايز بچه ها پيدا نمي كنيم اينو مي گيم تا خودمونو توجيح كنيم رنگش مهم نيست مهم اينه كه بهشون بياد

مامان دیانا
2 آبان 90 15:51
عزیز دلم امیدوارم هر چه زودتر مریضی و کسالت از توی تنت بره بیرون
ماشاا... خوش تیپ شدی پسرم
آفرین به این مامانی هنر مند برای ما هم لاک می زنی ؟
بوسسسسسسسسس برای پسر خوش تیپ


چرا كه نه انگشتتو بيار جلو خاله جون


مامان دیانا
2 آبان 90 15:52
مامانی نمیدونم نظرم ثبت شد یا پرید کلی نوشته بودم
به هر حال آریای خوش تیپ خدا کنه تمام بلاها ازت دور بشه خاله جون
بوسسسسسسسسسسسسسسس


مرسي عزيزم
تینا بیدی
2 آبان 90 15:58
سلام.
خداروشکر که بیماری آریا گلم عفونی نبوده. بازم نگران قند خونش نباش ان شالله خیره.
معصومه جون سوژه شدی پیش آریا جون با این حرفی که زدی هااا.
قربون اون ژستاش. خیلی حرفه ای شده


واقعا"‌سوژه اي بودم ها به هركي مي رسيد مي گفت و آبرومو مي برد

آرزو
2 آبان 90 16:32
دلم میخواد بیام بوسش کنـــــــــــــم
ایشالا همیشه سالم و سلامت باشه



مامان هانیه سادات
2 آبان 90 18:48
سلام.
خدای من.خدا رو شکر که آریا جونم حالش خوبه.انشاالله همیشه سالم و در سلامت باشی.
ماشاالله حرفه ای شده این گل پسر.چه ژستایی میگیره.خیلی ناز شدن.



مامان حسین
2 آبان 90 20:43
سلام
خداروشکر که اریا جون حالش بهتره.
چقدر دستات خوشگل شده با لاک.



شهرزاد مامان حسین
2 آبان 90 21:29
ای جون. چه خوشگل حرف می زنه.
خدا کنه آریا جون قهرمان همه ویروسهارو شکست بده و خوب خوب بشه.
این ژست ها ش هم عالی بود.



مامان ماهان عشق ماشین
2 آبان 90 21:59
خدا رو شکر که بهتری.این ویروس که بدجور رو کاره.حتی تو نی نی وبلاگ هم شایع شده و اغلب وبها یه ژست از سرماخوردگی همراه با تب بچه ها نوشتن.ایشالله بلا از همه نی نی فرشته ها دور باشه آمین.
خاله تو که منو کشتی با این لاکها.ضعف کردم.هزار ماشالله چقدر بهت میاد.


واقعا"‌امان از دست اين ويروس هاي مزاحم

ماهان
2 آبان 90 22:40
به به مامانی !! چه عجب یادی از بچت کردی ؟! دیگه داشت یادم میرفت که منم مامانی دارم !! میگم خوش به حالِ آریا !! روزی 20 تا عکس میگیری ازش !! ماِ بدبخت چند تا عکس از بچگیامون بیشتر نداریم !! بدبخت آریا !! لاکی کردی دست و پاشو ) حال کردم ... منم بچه بودم رژ میزدم به لبام ... یه جیگری میشدم :">
ماهان
2 آبان 90 22:44
راستی چرا به بچه یاد دادی گل بچینه ؟! کارِ بدیه !! بعدشم راستش رو بگو ... تو کدوم سازمان کار می کنی ؟! قربونِ مامانِ مبهمم برم !
مامان آرمان
2 آبان 90 23:02
سلام.
خدا را شکر که جواب آزمایشش خوب بوده.چند روز نیامده بودی و پیغامها را جواب نداده بودی نگرانتون شدم.اون بخش قند خون هم شاید یا اشتباه شده یا با یک برسسی مجدد همه چیز مشخص میشه که دعا میکنم اون هم خوب باشه.
خدایا من باید این پسر بلا را بگیرم بغلم و کلی بخورمش.چقدر بلایی ماشاءا....
ما هم چند وقت پیش ناخنهای دختر خاله آرمان را لاک زدیم از اون به بعد باید مال آرمان خان را همینطوری لاک بزنیم .خیلی مامزه است.
عکسهاتم که حرف نداره.خیلی خوش تیپ میکنی ها.آرمان باید بیاد آزت یک کم ژست گرفتن یاد بگیره.
بازم خوشحالم که آریا جونم خوب شده و جوابش هم خوب بوده.خدا را شکر....
دوستتون داریم و بازم شرمنده بابت تاخیر در دیدار.شما عزیزم کجا راحتری؟برای من هم 5 شنبه خیلی خوبه فقط جاش را نمیدونم کجا قرار بذاریم؟اگه ایده ای دارید منتظرم.ما حاظریم.


مرسي عزيزم از اين همه نگراني و به فكر بودنت واقعا" شرمنده كردي
در مورد قرار هم مهم بچه هان كه كجا بهشون خوش مي گذره پس تعيين جاشم با شماتعيين تارخشم باز باشماو اومدنش هم با ما
مامان گیسو
3 آبان 90 3:09
سلام دوست گلم خوبی ؟
الهی صدهزار مرتبه شکر که بهتر شده
نگران نباش ان شاا... که مورد مهمی نیست
هههههههههههه غش کردم از خنده با اون دست های لاک زده خوشگلش
اگه یه روز دیدی خونه نیومده بدون من دزدیدمش آخه ماشاا... هر روز داره نازتر از قبل می شه
ببوسشششششششش


خاله خيالم جمعه اخه آريا رو هركي بدزده اينقدر شيطوني مي كنه كه به يك شب نشده برام برش مي گردونن
میثم
3 آبان 90 3:39
سلام آبجیه گلممممنه سیب زمینی شکل ما شده
آره اونوقت آره همسانن
آره خداروشکر
آره خب اینم حرفیهاینم هست که راهنما نمیخواین؟
آجی خودمی[بوسه]


میثم
3 آبان 90 3:59
این چرا این شکلیه خووووووو؟؟؟ دارم عاشقش میشم داییجونمونو
ریشه ی این دوست دارم گفتنا کجاس ایا؟
بگو مرد باشه دخترونه ژست نگیره خب
امروز یه چی استاد گفت اینکه 80 درصد تربیت تو 5 سال اول شکل میگیره، 10 درصد تا 8 سالگی و بقیه به بعد
داداشی کارخونه مهمتر از کار بیرونه، از الان آریاجونمه تربیت کنآفرین آجی گلم


در مورد دوست داشتن گفتناش اريا ذاتن بچه مهربونيه و هر از چند دقيقه اي به من مي گه ماماني خيلي دوست دارم حالا جاش فرق نمي كنه مي خواد توي ماشين باشيم توي مغازه باشيم يا توي خونه دست از ابراز محبتش بر نمي داره و مامانيشو حسابي سر ذوق مي ياره
میثم
3 آبان 90 4:03
"(خوب به گوبهِ مي گم برو خونتون باشه تو هم ديگه حرف بد نزن خوب آفرين مامان) "
راس میگه بچه خوو


باشه داداشي قول مي دم ديگه حرف بد نزنم و با گربه هاي كلاسمون با ادب رفتار كنم و تعارفشونم كنم بيان خونمون
میثم
3 آبان 90 4:07
داداشی فدات شه، نگران نباش، شوهری و اگه قابل باشم من داداشی هستیم پیشت ناناحن نباش باسه آجی ناناس من؟
مامان رها
3 آبان 90 8:51
سلام عزیز خاله خوشحالم که بهتر شدی عزیزم



مامان نازدونه ها
3 آبان 90 9:54
خوشم اومد این معلم کوچولوی اخلاق کاری کرد که یاد بگیری ازین به بعد حتی با گربه های کلاست هم مودبانه حرف بزنی اونها هم شخصیت دارن دیگهنگران ازمایش خونش هم نباش انشالا که چیز مهمی نیست


واقعا" از دست اين بچه ها آدم مي ترسه ديگه حرف بزنه
مرسي عزيزم
میثم
3 آبان 90 15:25
اون سایتم حتما نتت گیر داده بود
مامان پارسا
3 آبان 90 20:49
سلام
من هروقت که به وب آریا سر میزنم سرشار از انرژی میشم با خوندن مطالبش و شیرین زبونیهاشو و دیدن عکسای نااااازش ولی الان که اومدم و دیدم مریض بوده من بهش سر نزدم و جویای احوالش نبودم خیلی از دست خودم ناراحت شدم و دلم از خوندن پست بیماری آریا کلی گرفت
عزیز دلم امیدوارم همیشه تندرست باشی و دیگه مریضی چشمای نازت رو بیحال نکنه
مامانی عزیز خدایی لاک به دست و پاش هم میاداااااااااااااااا قربون اون ژستای دخمرونت بشم مممممممممممممن
عکساش مثل همیشه دلبری میکنن شددددددددددددید


مرسي عزيزم كه هميشه به ما سر ميزني
نازنین نرگس نفس مامان
3 آبان 90 23:22
سلام ایشالا که این مورد هم واسه آریا جون ما جز سلامتی چیز دیگه ای نباشه@}
چه اقتداری داری آریا جون یه پا مدیر عاملی گل پسر
وای گبه اومده مامان گفته برو امشو چه خوشکل حرف میزنی عزیزم با این فیگورای خوشکل و ناز به خصوص عکس زیر درخت که حسابی جدی هستی


مرسي عزيزم
لواشک
4 آبان 90 1:52
وای معصومه جون شرمندم کردی تو این مدت عزیز دلم هیچ وقت خوبیاتو فراموش نمیکنم فعلا که اوضاع ظاهرا رو به راهه و خبری نیس ایشالا همینجوری پیش بره یه نفسی بتونیم بکشیم
یعنی من عاشق این پسملت شدم با این ژستایی که میگیره ها چه حرفایی هم میزنه بلا
یه بوس نرم رو لپ خوشمل دلبرم
اینم بوس مامان دلبرم


عزيزم خوشحالم كه خبر خوبي از خودت دادي اميدوارم همه چي خوب پيش بره
يه بوس محكم هم از طرف آريا و مامانش برا تو


مامان ماهان عشق ماشین
4 آبان 90 9:42
ای جوووووووووووونم با این ژِستهای جیییییییییییگری.میخورمتا.


مامان رهام
4 آبان 90 11:26
سلام معصومه جون اميدوارم مشكل خاصي نباشه آزمايش آريا جون تقويتش كن .عكساشم خيلي ناز شده ماشاله


باشه چشم مرسي از لطفت
خاطره مامان بردیا
6 آبان 90 15:48
عزیز دلم خدا رو شکر که الان حالت خوبه عکساتم که خیلی نازه همشون. قربونت برم با اون دست و پای خوشگلت که لاک زدی به ناخنهات


مرسي خاله جون مهربون
مامان آرین
7 آبان 90 8:52
سلااااااااام با پست نتیجه نظر خواهی آپیم زودی بیاین
مامان آرین
7 آبان 90 8:53
وای وای الهی قربونت برم با اون ژست گرفتنت و با اون ناخنهای لاک زده ات مامانی غصه نخور ایشالا که هیچی نیست