آرياآريا، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه و 9 روز سن داره

گل پسر ماماني

پنج شنبه آخر سال

1390/1/7 9:26
نویسنده : مامان معصومه
595 بازدید
اشتراک گذاری

پنج شنبه آخر سال مامانی با خاله زهرا و مامانی هما اینا رفتیم بهشت زهرا سر مزار بابابزرگ (بابا مامان) و خاله فاطمه و پسرخاله حسین که تو هیچکدوم و ندیدی ولی مامانی همشون و خیلی خیلی دوست داشت. توی بهشت زهرا مامانی تو خون دماغ شدی هرکاری هم می کردم خون بینیت بند نمی اومد من خیلی ترسیده بودم کم مونده بود بزنم زیر گریه دیگه مامانی هما صورتت و آب خنک زد سرت یکم بالا گرفت تا خون دماغت بند اومد اما من داشتم از دلهره می مردم موقعی هم که می خواستیم از سر مزار ها بلند بشیم تو نمی اومدی می خواستی همونجا بمونی و گل پرپر کنی به دوز و کلک باید سوار می کردیمت خلاصه اون روز مامان با لهره از خون دماغ شدن تو گذشت .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)