عیدی دایی عابدین به آریا
مامانی چهارشنبه آخر سال که مارفتیم تهران دایی عابدین بردت بیرون برای یه موتور خوشگل خرید به عنوان عیدی اولش رفتیم یه مغازه که موتور شارژی نداشت از مغازه که اومدیم بیرون تو نمی دونی چه کار کردی با اخم و داد و با اون غدیتی که داری سر دایی داد می زدی می گفتی (آیی شرخ ایخوام) دایی چرخ می خوام بعد هم بهش اخم می کردی و بعد لب و لوچتو جمع می کردی و بغض می کردی کلی خندیدیم بهت که برای خواستت گریه نمی کنی بلکه با زور می خوای به خواستت برسی وقتی رفتیم مغازه بعدی سوار موتور که شدی دیگه پیاده نشدی موقعی هم که دایی عابدین برات خریدش تا خونه مامانی هما مجبور شدیم همونطوری که سوار موتوری بریم چون تو از موتورت پیاده نمی شدی . دست دایی عابدین درد نکنه.
اینم عکسای آریا توی مغازه



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عیدی دایی عابدین به آریا
