تولد بابا عباس
دیروز مامانی تولد بابایی بود و مامانی می خواست سورپرایزش کنه برای همین عصری دایی عابدین اومد مهد کودک دنبالت مامانی هم رفتم کیک خریدم وقتی بابایی اومد خونه با کلک و همکاری دایی عابدین فرستادیمش حموم بعد من مشغول کادو کردن هدیه های بابا شدم که از طرف تو یه پیراهن خوشگل خریده بودم و از طرف خودم هم یه شلوار لی بعد کیک و گذاشتم روی میز تا بابایی از حموم بیاد تو حسابی داشتی دخل کیک و می آوردی چون دوست داری کیک تولد و با انگش بخوری وقتی بابایی از حموم اومد بیرون و ما داد زدیم تولدت مبارک حسابی تعجب کرد و خوشحال شد
کلی تشکر کرد تو هم خوشحال بودی خیلی خوش گذشت به همگیمون دایی عابدینم یه ادکلن خیلی خوشبو برای بابایی کادو خریده بود وقتی کادو هارو باز کرد خداروشکر ازشون خوشش اومد.
اینم عکسای تولد
این کلاه بن تنم دیروز برات خریده بودم که تا خود شب از سرت برنداشتی



اینجاهم بابا عباس کادو هاشو پوشیده و عکس انداخته البته ادکلن دایی عابدینم زده ولی توی عکس معلوم نیست![]()



تولد بابا عباس 
