آرياآريا، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه و 7 روز سن داره

گل پسر ماماني

مسافرت به شمال

1390/3/17 10:47
نویسنده : مامان معصومه
860 بازدید
اشتراک گذاری

مامانی ما این چند روز تعطیلات با خاله زهرا اینا رفتیم سمت شمال خیلی خوش گذشت ولی تو هم خیلی مامانی و رو اذیت کردی بیشتر بهونه می گرفتی وقتی هم کنار دریا رفتیم حسابی آب بازی کردی رفته بودی دریا شنا کردن مگه بیرون می اومدی همش می گفتی (بریم دریا آب بازی) با محدثه هم بعضی وقتا دوست بودین بازی می کردین بعضی وقتا هم مثل خروس جنگی بودین باهم دعوا می کردین شب تو ویلایی که گرفته بودیم موقع خواب خونه رو گذاشته بودین رو سرتو مگه می خوابیدین تازه می اومدین به زور به ما هم می گفتین نخوابین من وقتی چشمام و می بستم تو می اومدی با انگشت چشم منو بزور باز می کردی می گفتی (مامان نگاب) از هیچی هم نمی ترسیدین تازه شما می زدین به در و دیوار که صدا در بیاد بعد می گفتین اوه اوه آقا اومد مثلا" مارو می ترسوندین با کلی کلک آخر تونستیم شمارو بخوابونیم.موقع برگشتن هم محدثه گریه 36_1_4.gifمی کرد می گفت بریم خونه خاله مموش(از بچگی به معصوم می گفتش مموش الانم که بزرگتر شده می تونه بگه معصوم ولی بنا بر عادت به من می گه خاله مموش)تو هم گریه می کردی بریم خونه زهرا (تو هم به خاله زهرا خاله نمی گی فقط می گی زهرا) خلاصه مسافرت به پایان رسید و خاطره خوشی برامون به جا گذاشت.

اینم یکسری عکس خلاصه از مسافرتمون

چه محكم همديگه رو بغل كردن هركي ندونه فكر ميكنه خيلي باهم خوبن دوستيو دعواشون هركدوم دو دقيقه ايه

دوتا جوجو

اين دوتا فرفره رو ده بار بيشتر شكوندين بابايي براتون چسبوند هركدوم هم ماله خودشو ميشكوند مينداخت گردن اون كي

دوستن

آريا گلم

بادكنك

گلم لب دريا

اينجا هم نشستي لج كردي كه بريم آب بازي ولي چون هوا خيلي سرد بود نمي شد ولي تو لج كرده بودي ديگه

آريا لجباز

اينجاهم شما دوتا باهم توي قهر به سر مي برين البته مثلا"

جوجوها قهرن

اينجا هم نمك آبروده ماماني تو هم سوار تلكابين شدي كه خيلي خوشت اومده بود البته تو به تلكابين مي گفتي (كوپه) يعني هليكوپتر

تله كابين

آريا بر فراز آسمان

اينجا هم نمك آبروده تو با تمام حيوانات خشك شده توي شيشه عكس انداختي جلوي هركدومش

مي ايستادي مي گفتي مامان عكس بنداز

آريا و خرس

دو شيطونك

آريا

اينجا هم مثلا قهر كردي نمي خواستي صبر كني تا بابايي بياد خودت تنها مي خواي بري شنا (آخه نه اينكه خيلي تو شنا ماهري)

دريا

آريا رفت براي شنا

آريا

اينجاهم از شنا اومدي بردمت دوش گرفتي پتو پيچت كردم كه سرما نخوري

آريا شسته شده

اينجا هم از لاي پتو خارج كردمت ولي تمام سعيم و مي كنم كه نذارم دوباره بري دريا

گل مامان

جيگر مامان

اينجا مثلا" داري منو دعوا مي كني كه مي خواي بري دريا آب بازي

ناراحت

اينجاهم ماماني موفق شدم مثل هميشه كه شمارو گول بزنم كه حواست از دريا و آب بازي پرت بشه

عسلمه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

اعظم مامان سپهر
17 خرداد 90 13:36
به به رسيدن بخير هميشه به گشت و گذرا و تفريح از عكساي اين آقاي كوچولوي خوشگلمون پيداست كه چقدر خوش گذشته بهتون
مامان ماهان
17 خرداد 90 18:15
خوش گذشت عزیزم چه عکسای نازی و چه ژستای خوشگلی موش نخورتت آریا جونم فرفره ات هم قشنگه
shahab
18 خرداد 90 11:01
سفر خوبی بوده آریا جون هم خیلی ماشالله خوشگل و نازن هستن خدا نگهدارش باشه