مسافرت به شمال
مامانی ما این چند روز تعطیلات با خاله زهرا اینا رفتیم سمت شمال خیلی خوش گذشت ولی تو هم خیلی مامانی و رو اذیت کردی بیشتر بهونه می گرفتی وقتی هم کنار دریا رفتیم حسابی آب بازی کردی رفته بودی دریا شنا کردن
مگه بیرون می اومدی همش می گفتی (بریم دریا آب بازی) با محدثه هم بعضی وقتا دوست بودین
بازی می کردین بعضی وقتا هم مثل خروس جنگی بودین باهم دعوا می کردین
شب تو ویلایی که گرفته بودیم موقع خواب خونه رو گذاشته بودین رو سرتو مگه می خوابیدین تازه می اومدین به زور به ما هم می گفتین نخوابین من وقتی چشمام و می بستم تو می اومدی با انگشت چشم منو بزور باز می کردی می گفتی (مامان نگاب) از هیچی هم نمی ترسیدین تازه شما می زدین به در و دیوار که صدا در بیاد بعد می گفتین اوه اوه آقا اومد مثلا" مارو می ترسوندین با کلی کلک آخر تونستیم شمارو بخوابونیم
.موقع برگشتن هم محدثه گریه
می کرد می گفت بریم خونه خاله مموش(از بچگی به معصوم می گفتش مموش الانم که بزرگتر شده می تونه بگه معصوم ولی بنا بر عادت به من می گه خاله مموش)تو هم گریه می کردی بریم خونه زهرا (تو هم به خاله زهرا خاله نمی گی فقط می گی زهرا) خلاصه مسافرت به پایان رسید و خاطره خوشی برامون به جا گذاشت.
اینم یکسری عکس خلاصه از مسافرتمون
چه محكم همديگه رو بغل كردن هركي ندونه فكر ميكنه خيلي باهم خوبن دوستيو دعواشون هركدوم دو دقيقه ايه

اين دوتا فرفره رو ده بار بيشتر شكوندين بابايي براتون چسبوند هركدوم هم ماله خودشو ميشكوند مينداخت گردن اون كي




اينجا هم نشستي لج كردي كه بريم آب بازي ولي چون هوا خيلي سرد بود نمي شد ولي تو لج كرده بودي ديگه

اينجاهم شما دوتا باهم توي قهر به سر مي برين البته مثلا"

اينجا هم نمك آبروده ماماني تو هم سوار تلكابين شدي كه خيلي خوشت اومده بود البته تو به تلكابين مي گفتي (كوپه) يعني هليكوپتر


اينجا هم نمك آبروده تو با تمام حيوانات خشك شده توي شيشه عكس انداختي جلوي هركدومش
مي ايستادي مي گفتي مامان عكس بنداز



اينجا هم مثلا قهر كردي نمي خواستي صبر كني تا بابايي بياد خودت تنها مي خواي بري شنا (آخه نه اينكه خيلي تو شنا ماهري)



اينجاهم از شنا اومدي بردمت دوش گرفتي پتو پيچت كردم كه سرما نخوري

اينجا هم از لاي پتو خارج كردمت ولي تمام سعيم و مي كنم كه نذارم دوباره بري دريا


اينجا مثلا" داري منو دعوا مي كني كه مي خواي بري دريا آب بازي

اينجاهم ماماني موفق شدم مثل هميشه كه شمارو گول بزنم كه حواست از دريا و آب بازي پرت بشه



مسافرت به شمال
