خرابكاري آريا
ديروز بعد از كلي گشتن دنبال عروسك وودي و باز بالاخره موفق شدم و برات خريدم وقتي اومدم مهد كودك دنبالت اول شروع كردي بهونه گرفتن كه نريم خونمون من هم براي اينكه مثلا" گولت بزنم عروسكاتو بهت دادم كه تو خيلي خوشحال شدي آريا:ماماني خيل خوجلن من:آره ماماني چون پسر خوبي بودي برات خريدم آريا:دوسشون دارم بعد شروع كردي اصرار كه (مامان بازمو روشن كن) منم دوباره شروع كردم كه عزيزم پسرم اين روشن نمي شه كه ماماني آريا: چرا اريم آطري بخريم روشن بشه منم براي اينكه تو بهونه نگيري گفتم باشه ولي خدا خدا مي كردم دوباره يادت نيفته هرچي هم بخوايم با يه چيزي گولت بزنيم باز تو از توش يه چيزي براي بهونه گيري پيدا مي كني ...
نویسنده :
مامان معصومه
11:04









