آريا و خونه بادي جديد
ديروز ماماني رفتم برات خونه بادي خريدم خيلي وقت بود مي خواستم برات بخرم و توش توپ پر كنم تا بازي كني ولي نمي شد بالاخره طلسم شكسته شد و ديروز برات خريدم البته هنوز توپاي توشو نخريدم تا ببينيم كي طلسم شكسته مي شه و توپاشم مي خريم. وقتي اومدم مهد دنبالت تا جعبه رو دستم ديدي گفتي (اين مال منه تو اريدي) منم گفتم اين جايزته كه مي ياي مهدكودك و پسر خوبي هستي وقتي رفتيم خونه مشغول باد كردنش شديم تو هم مگه صبر مي كردي هي مي رفتي توش مي گفتي (پس چرا خونم گنده نمي شه) خلاصه اينكه وقتي تموم شد تمام بادكنكاتو ريختي توش و مشغول بازي شدي از توش بيرون نمي اومدي بعد مي گفتي (مامان آزم بادكنك بيار) شامتم توي باديت خوردي. شب موقع خ...
نویسنده :
مامان معصومه
9:18








