نگراني مامان
ماماني امروز همش نگران توام و دلم همش پيش تو اگه مي تونستم مرخصي مي گرفتم مي موندم پيشت ولي چاره نبود آخه ديشب حدوداي ساعت دونيم سه بود كه ديدم سرفه هاي شديد مي كني و از اونجايي كه تو سابقه خروسك داري (خروسك بيماريه از دسته خانواده بيماري هاي آسم كه اگه به موقع به درمانگا نبريمت و آمپول حساسيت نزني دچار تنگيه نفس مي شي) آخه يه بار اينطوري شدي كه ما دير اقدام كرديم چنان سخت نفس مي كشيدي كه من پابه پاي نفس كشيدنت تو توي اون حال گريه كردم حتي اون شب دايي عابدين خونه ما بود بابايي و دايي عابدين چنان ترسيده بودن كه نگو تا ما رسونديمت بيمارستان براي همين از اون شب به بعد من خيلي از سرفه هاي خشك تو كه اخرش به تنگي نفس مي رسه مي ترسم ديشب هم بالا ...
نویسنده :
مامان معصومه
10:21







